الشيخ رسول جعفريان
70
رسائل حجابيه (فارسى)
بيرون برود مگر به اقتضاى ضرورت موافق تعليم قرآن و انجيل . زنان مسلمانان اطاعت از قرآن مىكنند به خلاف زنهاى فرنگى و ارامنه كه مخالفت با انجيل مىنمايند عموما . شاهد پنجم : در آيهء 16 از باب 20 سفر تكوين تورات ( براشت ) از قول ابى ملك جرّار كه پادشاه آن زمان بود ، در خطاب به ساره زوجهء ابراهيم عليه السلام بدين نحو عيان و بيان گشته : « و به ساره گفت : اينك هزار مثقال نقره به برادرت ( يعنى ابراهيم ) دادم ؛ همانا او براى تو پرده ، نزد همهء كسانى كه با تو هستند و نزد همهء ديگران ، پس انصاف تو داده شد . « 1 » فرانكلس مفسّر امريكايى در صفحهء 242 از تفسير خود بر سفر براشت تورات نسخهء مطبوعهء 1867 در ذيل شرح اين آيه چنين گويد : ابى ملك پول بسيار به ابراهيم خليل شوهر ساره داد تا اينكه براى او نقاب بخرد كه به صورت خود بيندازد و جمال خود را كه محلّ خوف ابراهيم بود ، بپوشاند از تمام سكنهء آن مملكت و ديگران ؛ و هرجا مىرود با نقاب باشد نه بىنقاب . و اين آيه به اين نحو تفسير مىشود . اين هزار مثقال نقره قيمت روبند و نقاب است براى تو ؛ و اين در معنا يك تغيّرى است به ابراهيم كه چرا يك نقاب و روبند براى زن خود نخريده بود كه مستوره باشد كه ترس از ابراهيم برداشته شود كه زن خود را نگويد خواهر من است كه پادشاهان مثل فرعون و ابى ملك به خيال تزويج او بيفتند ؛ اما بايد اعتقاد كرد كه در آن زمان مثل اين زمان در ميان زنان ايلات كه غالبا در حركت مىباشند ، كمتر عادى بودند كه نقاب و روبند به روى خود بزنند ، به خلاف زنهايى كه در شهرها مسكن داشتهاند كه هميشه با چادر و نقاب و روبند حركت مىكردهاند . و اين پولى كه ابى ملك داد ، زيادتر بود از قيمت يك نقاب ؛ اما چون مثقال عادى بود ، تقريبا صد تومان ايران مىشود . از اينجا معلوم مىشود كه نقاب و حجاب از زمان قديم در ميان زنان معمول و مرسوم بوده است . شاهد ششم : در آيهء 64 و 65 باب 24 ايضا از سفر براشت [ تكوين ] بدين نحو عيان و بيان گشته : « ربقاه چشمان خود را بلند كرده ، اسحاق را ديد و از شتر خود فرود آمد ؛ زيراكه از خادم پرسيد : اين مرد كيست كه در صحرا به استقبال ما مىآيد ؟ و خادم گفت : آقاى من است . پس برقع خود را گرفته ، خود را پوشانيد . » مفسّر مزبور در صفحهء 200 از تفسير مسطور چنين مىنگارد : چونكه ربقاه در شهر بزرگ شده بود ، معلوم است كه عادى بود به حجاب و چادر و نقاب و برقع ؛ چون هنوز عقدش خوانده نشده بود ، چون اسحاق را ديد ، خود را پوشانيد ؛ چادر و نقابش حاضر بود ، منتهى در وقت پيادهشدن افتاده بود . حركات
--> ( 1 ) . عبارت چنين است در اصل . اما در كتاب مقدس ، فقرهء 16 باب 20 چنين است : و به ساره گفت اينك به برادرت هزار مثقال نقره دادم . اينك او براى تو و به جهت تمامى همراهانت با كلّ سايرين پردهء چشم است و از اين متنبه شد .